تبليغاتX
وطنم... سبزی من از تو... آزادی تو از من
سرزمینی برای همه...برای تمام فصول .

این روزها ولوله ای بین حضرات دولتی ، بیت ر.ه.ب.ری و حومه افتاده که بساط آشتی ملی علم کنند و صد البته متوقع که سبزها به سرکردگی موسوی و پیش قراولی شیخ کروبی با آهنگ وحدت  برای حضرات، بیت مذکور ! و حومه دل ای دل کنند !

یک روز تیمی می ریزند کردستان و به جرم انگشت تو بینی کردن مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی با ول کردن باد معده (آن هم درست لب مرز!!!) جوانهای مردم را اعدام میکنند.!!! روز بعد راه کج می کنند میکنند طرف بلوچستان امام جمعه شان را دستگیر میکنند. خلاصه بی امان روی اعصاب اقوام و اقلیت ها (بخوانید ملت ) راه می روند. یورتمه روی روح و روان جنبش سبزی ها هم که جای خود دارد ( حالا جسمشان بماند !). سر آخر انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده حرف از وحدت می زنند. این روزها هموطنان کرد ما بعد از اعدام احسان فتاحیان بی حساب دلگیرند. حق هم دارند برای این بغض ها و دلگرفتگی ها. 30 سال است در گوش مان می گویند کردها وحشی اند . تجزیه طلب اند . دلشان بند ایران نیست. اما کیست که نداند قلب ایرانی جز خانه ایثار ، سر سپردگی و عشق به وطن نیست. چند روز پیش جاییی خواندم یک هموطن دلیر کرد نوشته بود : " اگر روزی قرار باشد ایران تکه تکه شود، آخرین تکه ای که از آن جدا خواهد شد کردستان خواهد بود. "

صدایم را از این تهران سراپا مبارزه و پایمردی به گوش هموطنهای کرد غیورم می رسانم : کردستان پاره تن ایران است.

آخرین تکه ای که از ایران جدا خواهد شد هیچ کجا آباد سفلی است ! از هم گسستن در مرام مردمانی که هزاران سال شمسی و قمری و میلادی در کنار هم زیسته اند ، نیست.

یکی دل به موسوی داد و شد پایمردی خطیر

یکی یار احمدی نژاد شد آخرش هم وزیر !


+ نوشته شده توسط نیلوفر در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 0:16 قبل از ظهر |
و السماء رفعها و وضع المیزان / الا تطغو فی المیزان/ و اقیمو الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان

                                                                                  (کتاب مقدس الهی، آیات 7-8و9 الرحمن)

(آسمان را کاخی رفیع گردانید و میزان را در عالم وضع فرمود.و حکم کرد که ای بندگان هرگز در میزان عدل تعدی نکنید.و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هیچ در میزان کم فروشی و نادرستی مکنید.)


ایرانیان ،در سرزمین ما  در این خطه اهورایی  میزان عدل، " آقا " ست.  میزان رای " آقا" ست.

رندان مست انقلابی از پای نخواهند نشست. در مرام اغیار زیر بیرق " آقا پرستان " رفتن ننگ است.وای که مثل چریکها می شوی برادر، وقتی سربند سبز یا حسین می بندی. مگر سلحشوری دختر که پا برهنه از چنگ فرمانده هفت تیر به دست می گریزی و تکه ای از رو سری ات را به سر شکسته پسری می بندی.؟!... آری سلحشوری.

روزی را می بینم که روی صندلی لهستانی نشسته ام و کتاب تاریخ فرزندم را ورق میزنم که خرداد 88 را به غایت سلاخی کرده است. نام میر حسین موسوی با یادی نیک در آن نوشته شده است. آری، تاریخ از جنبش چریک های سبز به نیکی یاد خواهد کرد.تاریخ از آن روزهایی خواهد گفت که مردم بی ریا فریاد یا حسین سر می دهند و ریشوهای بی ریشه زیر خروارها خاک در گور های سردشان آرام گرفته اند.

هدفی داریم که تا به آن دست نیابیم آرام نخواهیم گرفت،بی امان مبارزه می کنیم  و بیهوده نمی میمیریم.به همین راحتی ها جان نخواهیم داد که حسین تنها بماند که اهل کوفه نیستیم !

خداوندا ،بخت ایران رام و فالش نیک. خداوندا ، قرارش نباشد آنکه بی قراری را به مردمان ایران زمین حواله کرد.

       یا صریخ المستصرخین.

+ نوشته شده توسط نیلوفر در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |
وقتی دختر هستی و میخواهی از آرزوهایت بگویی فکرت تا آن دورترین ها پر می کشد.ما دخترهای ایرانی قرار نیست قامت آرزوهای مان رعنا باشد.تازگی ها می خواستند توهم سیندرلا بودن در مغزمان کنند .  سیندرلاهایی که از ترس پلیس ضد شورش لنگه کفششان وسط خیابان جا می ماند. سیندرلاهایی که در کهریزک برای شان داماد پیدا می کنند. نه جانم، سیندرلا بودن در سرزمینی که دخترکانش از آزادی حتی رنگ استادیومش را هم نمی بینند بلند پروازانه است.

این روزها آنهایی که از روحانیت فقط امامه اش را دارند ، سرزمین مان را اداره می کنند. این روزها در سرزمین مان کارهای خرد ، به دست مردمان بزرگ است و کارهای بزرگ به دست مردمان خرد. بزرگ مردمان خرده کار این روزها خشمگین اند. جامه سبز به تن کرده اند تا انتقام خون روان بر زمین فرزندان شان را بگیرند و باز ستانند معصومیت از دست رفته باکرگان در بند و هزار دامادشان را...!!!

داد را خریداری نیست دادرسی باید... فریاد را حنجره ای نیست فریاد رسی باید...زندگی را نفسی نیست مسیحا نفسی باید.

+ نوشته شده توسط نیلوفر در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 1:29 قبل از ظهر |